علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
189
تاريخ بيهق ( فارسى )
و سعى تو مشكور باشد برين سه فرسنگى « 1 » گورى است از آن اديب كرابى ، آن گور را زيارت كن . ديگر روز آن خواب « 2 » عرض داد ، جمله قافله به زيارت آن خاك آمدند ، و تا عهدى دراز هر قافله كه از ما وراء النهر قصد زيارت كعبه داشتندى گذر بر ديه كراب كردندى ، و آن گور را زيارت كردن به حق تعالى « 3 » تقربى تمام شناختندى ، و حكم رؤياى صالحه اين واجب كند . قال ابو عبد اللّه محمد بن منصور البيهقى الكرابى نا ابو نعيم المهرجانى نا عبد اللّه بن الحسن الشرقى « 4 » قال نا عبد اللّه بن هاشم قال نا يحيى عن ابن جريج عن رجاله ان النبي صلى اللّه عليه قال ان ابغض الرجال الى اللّه تعالى الألد الخصم . و من منظومه قوله و هو يناجى ربه « 5 » فما شئت كان و ان لم اشا * و ما شئت ان لم تشأ لم « 6 » يكن خلقت العباد على ما علمت ف * فى العلم يجرى الفتى و المسن فمنهم شقى و منهم سعيد * و منهم قبيح و منهم حسن و اديب كرابى چنين گفتى كه اين سخن كه المرء مخبوء تحت لسانه ، از معنى قول حق تعالى گرفتهاند كه انك اليوم لدينا مكين امين . و اين امام كرابى روايت كند كه مجلسى بود سفيان ثورى را ، و اخفش « 7 » در آن مجلس حاضر بود ، ثورى گويد اخفش را چه گويى « 8 » در لفظ فردوس مذكر است يا مؤنث ، اخفش گفت مذكر ، ثورى گفت حق تعالى مىگويد : الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ ، گفت * بدان جنت مىخواهد وها عايده است با جنت ، ثورى گفت فردوس اعلى چرا گويند « 9 » فردوس عليا نگويند ، اخفش گفت اعلى افعل است نه فعلى « 10 » . مصنف كتاب گويد در كتب بسيار ديدهام كه اين معرب بروست و فروست نامى است « 11 » بپارسى نوعى از باغها را « 12 » و اللّه اعلم . و امام كرابى گويد سه سخن است كه مشهور است و قايل آن مجهول است
--> ( 1 ) برين دو فرسنگى . ( 2 ) اين خواب را ، ( 3 ) و آن گور را زيارت كردندى و به حق تعالى . ( 4 ) نص ، الرقى . ( 5 ) ربه تعالى . ( 6 ) نص و ما شئت لان لم يشاء . ( 7 ) نص ، اخفش . ( 8 ) ثورى گويد اخفش را گفت ( ظ ، گفتم ) مرا چه گويى ( 9 ) بدان جنت مىجويند و عايد است با جنت ثورى گفت چرا فردوس اعلى گويند . ( 10 ) بر فعلى . ( 11 ) كذا و شايد چنين بوده : كه اين معرب پر دست است و پر دست نامى است . و در نب ( بيدست ) نوشته است ( 12 ) نص ، نوعى از باغها .